همه چیز تو چهار هفته به وجود اومد.
همه قرار ها و دلتنگی ها تو چهار ساعت به پایان رسید.
چهار سال دیگه دوباره اوضاع عادی میشه.درست بعد المپیک لندن.
پ ن: همیشه از چهار و چهار شنبه و هرچی که توش چهار داشته بدم میومده.
پ ن: می خوام به یاد اون شب زمستان و گرگ هار بخونم.
پ ن: دخترک لاغر گفت: چهار سال که منتظرتم. 24 ساعت نشد که مجبور شدم چهار سال منتظر دل-آرام بمونم.
پ ن: حالم بده. خوشی به ما نیومده.
سلام
وب جالبی داری خیلی خوشم اومد.
یه سر به منم بزنی خوشحال میشم.
بای
سلام
مرسی
چشم
مگه دامن پوشیده بودی که با وزیدنه باد همه چیزت عیان شد ؟

کاش پاهام و ... عیان می شد
من 9 سال دیگه میمیرم ! این هم بهم الهام شده و مشکل جسمی ، پزشکی ندارم...
امروز نشسته بودیم با اسفنج [یکی از رفقا] داشتیم راجع به این 9 سال بحث می کردیم و هی نزدیک بودنشو میدیدیم و مو بر تنمان راست میشد.
از گفتن اینکه بابا 4 سال چیزی نیست زوده زود می گذره و اینها بدم می اومد واسه همین گفتم از این زاویه نشونش بدم بهت . فقط 5 ساله دیگه 4 سال به مرگم می مونه . همش 4 سال...
امیدوارم از ۹ سال به طور کامل استفاده کنی
به همه چیزایی که میخواستی برسی
این شد
چی این شد؟
یعنی این اسرار که توسط باد عیان شده ارزشش رو داره که حالتو بد کنه؟
چقدر غصه میخوری!
ارزش داره!!
خود آزاری که ندارم!
و دنیا پر از دختران لاغر است

پر از چهارشنبه هایی که هنوز نیامده
پر از احساسی که بیخود و تلخه...
آره. دخترای لاغر سمج و پررو
پر از عقاید مضخرف
پر از آدمای مضخرف